تبليغاتX
گنج درون

عشق خداست، هنگاميكه آرزو مي كني آب رودخانه بر تن زني به كنار ساحل مي روي و در نقطه اي نچندان گود خويش را به آب مي سپاري. هم چنين براي عشق ورزيدن و دريافت واقعي نعمات عشق الهي، ما بايد دست از خويش كوچك خود برداريم، و اعمالي را بجا بياوريم كه در جهت منافع همنوعان باشد. بهمين دليل است كه اين روح در افتخاري آرميده كه از همنوعش حاصل كرده، و از رحمت و بركت خدا در بهشت بهره ور شده است. او بيدرنگ ايثار كرد.

“عشق جوهر و روح زندگي است در همه چيز و همه كس در جهان هستي و خود بي تغيير و لايزال است عشق والاترين كالاهاست، و ريشه در خانه خدا دارد. عشق در هر دلي كه غنچه كرد، آن روح به بالاترين جايگاه خداوند متعال برده مي شود. همه فضيلتهاي نيكو و نيكي ها كم كم راه خويش را به خانه حقيقي، در قلبي كه منزلگاه عشق است پيدا خواهد كرده و همه خصلتهاي ديگر پژمرده شده و مي ميرند.

“پس با تو مي گويم كه جائي كه عشق خالص باشد، پيوندي با روح حق شكل مي گيرد كه از منشاء اصلي سرچشمه الهي بصورت سيلاني از عشق به او وصل مي شود.

“اگر عشقي صميمانه از براي خدا داشته باشي به فيض او به اينجا رهبري ميشوي، و رحمت و نور مقدس او تدريجاً خويش تو را منور مي كند، آنگاه همه آرزوهاي بيروني كم كم ناپديد مي شوند.

“مي گويم كه عشق مرزي ندارد، حدي نمي شناسد، و با هيچ شرطي محدود نمي شود؛ و همانند منشاء خود، خدا حاضر مطلق است، قادر مطلق و عالم مطلق است با همه نتايج منفعت بارش.

“با هر موجي از عشق كه در دل عاشق بر ميخيزد با خود خبرهاي خوش و شعف از جانب معشوق به ارمغان مي آورد و هر فكري كه بر چنين قلبي خطور كند نشاني است از يك عمل نيكو و خدمت به خاطر معشوق.
“خدا عشق مي ورزد و از آنهائي كه با تمام قلب و روح به وي عشق مي ورزند مواظبت مي كند، و اندك اندك آنانرا به سوي خود جذب مي كند، بسوي مركز نور خالص. عشق در جوهر، خالص و مقدس است، و آدمي بايد همواره خويش را در اين نور نگاهدارد.

شاد باشيد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 17:50  توسط رها | 

در ظلمت کده زندگي    آن هنگام     که ديدار خورشيد

به آرزويي محال مي مانست

به ناگاه      شب فتح شد   با هجوم نور از دروازه هاي گشوده

رنگهاي عشق  جانم را در خود گرفت      ومن چون ققنوس

با آتش عشق زبانه کشيدم.

من در راهم     راه نور و صوت

آنکه اين راه به خود مي پويم        يا که به راهم ميبرند

نيک ميدانم     عقاب روحم پران است     

درپي آن ستاره آبي      به سوي کهکشان

 

شاد باشيد

کتايون

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 17:46  توسط رها | 

 عشق خدا تو را به ارتفاعات شكوهمندي صعود مي دهد كه از آنجا بر همه چيز اين جهان تسلط مي يابي. او به اين منظور هستي دارد كه حقيقت در آن به هست برسد.

 پس با تو مي گويم، اي پسرم، كه راز شادي حقيقي از آن اوست كه چشم به پاداش ندوخته باشد. از خود گذشتگي كامل، فردي مي سازد كه شكوه خويش را در خدا مي يابد. تمام آنچه را كه داري به ايثار بگذار و خواهي ديد كه چگونه بسويت باز مي گردد. همه مصالحي كه جهت بنا كردن خانه ات در اين جهان و همچنين در جهانهاي ملكوتي درون نياز داري از درونت صادر مي شود، از مركز خدائي درون قلب تو.

 بنابر اين، با مهرباني، هم صدائي و بخشايندگي عشق بورز، و در وحدت روح با خدا.

 

 

شاد باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 18:55  توسط رها | 

با من بمان    در لحظه     در اين سيال هميشه جاري

بي تو     در بيهودگي گم مي شوم

و در حضورت    همه چيز     بيهوده مي نمايد.

نفسهايم را مي شمرم     تپشهاي قلبم       كلماتي را كه نوشتم .

اشكهايي كه ريختم      و لبخند هايي را كه در انتظار ، شكل مي دهم .

به اميدي     كه با تو باشم .

با باران بباريم         با باد بوزيم

با آذرخش بر آسمان ، رد نور بر جاي گذاريم

و چون صوت  در  تمام ذرات به گوش رسيم

ما جويندگان كوچك دنياي درون

كه جهاني را

بيكران مي سازيم .

 

شاد باشيد

كتايون

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 15:25  توسط رها |